تبلیغات

درباره ما

بایگانی

پيوندها

آمار سایت

  • افراد آنلاین 1
  • بازدید امروز 61
  • بازدید دیروز 13
  • ورودی امروز از گوگل 0
  • ورودی دیروز از گوگل 0
  • بازدید این هفته 145
  • بازدید این ماه 363
  • بازدید این سال 1841
  • بازدید کل 3249
  • تعداد مطالب سایت 249
  • تعداد نظرات 0

شبکه های اجتماعی


امسال صدمين سال تولد روح الله خالقي موسيقيدان و آهنگساز برجسته ايران است. به همين مناسبت و به همت دختر موسيقيدان او، گلنوش خالقي مجموعه اي از مقالات، يادداشت ها و نامه هايش در كتابي با عنوان 'اي ايران' انتشار يافته و آفريده هاي او نيز در چهار سي دي به بازار آمده است.

از اين ها گذشته بيست و يكم آبان ماه امسال، چهل و يكمين سالروز در گذشت خالقي نيز هست.

اين مناسبت هاي چندگانه فرصتي پيش مي آورد مغتنم، كه نگاهي گذرا در زندگي، انديشه و هنر او مبني كنيم.

پيش در آمد

علينقي وزيري در مدرسه موسيقي خود كه در سال ۱۳۰۲ خورشيدي بنياد نهاده بود، مي كوشيد تا به استقبال و انديشه هاي نوگرايانه به هنرجويان مكتبي را به وجود آورد كه پس از او گردونه نو آوري از چرخش بازنماند.

نوآوري از آنجا كه خلاف عادت و سنت عمل مي كند براي به راه افتادن و از جريان باز نماندن، به نيرويي بزرگ تر از نيروي يك فرد نياز دارد. يك نفر"متبكر" مي شود ولي پيروان او هستند كه به ابتكارات استمرار مي بخشند.

هرچه تعداد پيروان بيشتر باشد نو آوري زودتر به يك جريان اجتماعي – فرهنگي تبديل مي شود و آسانتر پذيرش جامعه را به دست مي آورد.

بهترين نمونه براي پذيرش نو آوري از سوي جامعه شايد مورد شعرنو در ايران باشد. نيما، طلايه دار نوآوري بود. ولي اگر پيرواني گاه پرشور تر از خود او نمي بودند و نوآوري هاي او را دستور العمل خود قرار نمي دادند شعر نو نيمايي به اين سادگي ها از سوي جامعه پذيرفته نمي شد.

علينقي وزيري نيز كه از قضا ابتكارات خود را در موسيقي كما بيش همزمان با نيما آغاز كرده بود، پيرواني ثابت قدم پيدا كرد كه توانستند پس از خروج او از صحنه گردونه نوآوري را بگردانند.

البته تعداد پيروان او در مقايسه با شمار جانبداران نيما اندك بود و همين امر بار مسئوليتي را كه آنها به دوش مي گرفتند سنگين تر مي ساخت.

در ميان رهروان ثابت قدم راه وزيري، يكي از شاگردان و همكاران بعدي – او گردني فرازتر دارد: روح الله خالقي كه شيفتگي اش در برابر وزيري رابطه آن دو را تا مرحله مريد و مرادي پيش برده است.

خالقي با صداقت تمام هر جا كه دستش رسيده، در فراگير ساختن آموزه هاي وزيري كوشيده است.

کلاس آموزش پیانو

زندگي و كار

روح الله خالقي در سال ۱۲۸۵ خورشيدي در كرمان زاده شده، دوره كودكي را در حال و هواي انقلابي مشروطيت گذراند و بعد كه به سبب انتقال پدر به تهران آمد، در مدرسه آمريكايي ها مشغول به تحصيل شد. پدرش كه خود دستي در موسيقي داشته غالبا نوازندگان سنتي را به خانه خود دعوت مي كرد و گوش روح الله با نواخته هاي سنتي آشنا مي شده است.

از سوي ديگر در مدرسه آمريكايي ها به گفته خود او خانم "جردن" هر روز پيش از آغاز درس، ارگ مي نواخته و دانش آموزان همپاي آن سرود و ترانه مي خوانده اند. روح الله از اين راه با نوعي از موسيقي بين المللي نيز انس گرفت.

باز به گفته خود او، در ده سالگي صداي سحرآميز ويولوني كه از خانه همسايه به گوش مي رسيده او را مجذوب موسيقي ساخت. روح الله بعدها دريافت كه آن همسايه يكي از بزرگ ترين موسيقي دانان سنتي، يعني "ركن الدين خان مختاري" بوده است.

پس از آن ۱۵ ساله بود كه "درويش خان" را ديده و يكسال بعد يعني در سال ۱۳۰۱ براي نخستين بار در گراند هتل تهران با عارف قزويني و موسيقي برانگيزاننده او آشنا شد و سرانجام در اوائل زمستان سال ۱۳۰۲ با ديدن نخستين آگهي گشايش مدرسه موسيقي وزيري با اشتياق، بلادرنگ و بدون اجازه پدر در آن نام نويسي كرد.

روح الله مخالفت هاي پدر را نيز از راه هاي مختلف فرونشانيده و با آن كه تحصيل عمومي خود را در دارالفنون كه تمام شده، به سراغ دانشسراي عالي رفت ولي دل و جانش همچنان در بند موسيقي ماند. پس از به پايان بردن دانشسرا نيز به فكر افتاد كه اركستر كوچكي براي كار در كافه بلديه بنياد كند تا هم با موسيقي نزديك بنمايد و هم به قول خودش "تامين معاشي" شده باشد.

روح الله خالقي در دوره رياست علينقي وزيري در هنرستان عالي موسيقي يار و همكار نزديك او بود و بار دوم حتي به معاونت هنرستان برگزيده شد.

ولي دلگيري هايي كه از سازمان هاي دولتي داشت او را برانگيخت كه به ياري دوستان دوره تحصيل، انجمني به نام موسيقي ملي بوجود آورد. اين انجمن كه بزودي براي خود كلاس هاي درس، اركستر بزرگ و يك باشگاه بنياد كرد، نتوانست بيش از پنج سال دوام بياورد.

تنگناهاي مالي و گرفتاري هاي اداري، سبب شد كه از استقلال خود چشم بپوشد و در سال ۱۳۲۸ وابسته به اداره هنرهاي زيباي كشور شود كه بعدها خود به وزارت فرهنگ و هنر تبديل شد.

به اين ترتيب "انجمن موسيقي ملي" در شكل و شمايلي گسترش يافته، نام "هنرستان عالي موسيقي ملي" را بر خود نهاد، هنرستاني كه روح الله خالقي ۱۰ سال تمام سرپرستي آن را عهده دار بود.

خالقي همزمان با كار در هنرستان عالي موسيقي ملي، چهار پنج ماهي را به عنوان سرپرست موسيقي راديو ايران با آن سازمان همكاري داشت. به گفته خودش فكر مي كرد مي تواند سر و ساماني به در هم ريختگي هاي برنامه هاي موسيقي ببخشد.

ولي چون به هيچ يك از پيشنهادهاي او عمل نشد، او از راديو نيز كناره گرفت. به طور كلي سرخوردگي هاي ناشي از برخورد با موانع، خالقي را كه روحيه اي حساس و آسيب پذير داشت به كناره جويي از كار هاي اداري وا داشت. ولي رابطه دروني او با موسيقي چيزي نبود كه گسسته شود. آفرينش موسيقي نوآورانه تنظيم هاي تازه از موسيقي دوره مشروطيت، رهبري اركستر برنامه گلهاي راديو ايران و نيز تاليف كتاب هايي چند درباره تئوري و تاريخ موسيقي ايران نشان دهنده اين پيوند ناگسستني بود.

کلاس آموزش گیتار

آهنگسازي

روح الله خالقي در قلمرو آهنگسازي، همان شيوه اي را دنبال كرد كه در مكتب وزيري آموخته بود. از يك سو براي ريتم و وزن اهميت ويژه اي قائل بود و از سوي ديگر معتقد بود كه موسيقي ايران نيز بايد به راه چند صدايي شدن برود تا از ملالي و يكنواختي در امان بماند و تاثير و جاذبه بيشتري پيدا كند.

البته او نيز چون وزيري براي اين كار در جستجوي راه و روشي بود كه با ويژگي هاي موسيقي ملي سازگار باشد.

به نظر خالقي پيوند تاريخي و اغراق آميز شعر و موسيقي، در جامعه اي كه به شعر عشق مي ورزد، نمي گذارد موسيقي خالص پرورش پيدا كند. به همبن جهت مي كوشيد تا به موسيقي خالص نيز فرصت عرض اندام بدهد. برنامه اي را در راديو تهيه و پخش مي كرد با عنوان موسيقي بي كلام. علاوه بر آن خود مانند وزيري به آفرينش آهنگ هايي مي پرداخت كه از قيمومت شعر رها باشد.

در اين گونه آثار او آسوده تر مي توانست روش هاي نوآورانه خود را در زمينه چند صدايي شدن موسيقي تجربه كند.

آفريده هاي خالقي بر روي شعر شاعران كلاسيك و معاصر نيز غالبا داراي مقدمه اي طولاني است كه به نظر مي رسد براي جلوه دادن به موسيقي خالص ساخته و پرداخته شده است.

در ميان آفريده هاي خالقي "رنگارنگ" ها جاي ويژه اي دارد. قطعاتي است در پيوند نزديك و محتوايي با مايه هاي موسيقي سنتي و لي در عين حال بهره مند از ساز آرايي هاي رنگين و جذاب علينقي وزيري، رنگارنگ هاي خالقي را دلچسب و از نظر تركيب و هماهنگي، فوق العاده لطيف و زيبا ارزيابي كرده است.

روح الله خالقي آفريده هاي دل انگيز ديگري نيز دارد. پيش از همه بايد از سرود اي ايران ياد كرد كه همراه با متن برانگيزاننده"حسين گل گلاب" در سال هاي اخير عملا به سرود ملي مردم ايران تبديل شده است.

از اين سرود جاودانه كه بگذريم بايد از ترانه هايي جون "بوي جوي موليان" (بر روي شعري از رودكي)، لاله آتشين، مي ناب، جام جم و حالا چرا؟ بگوييم كه هنوز پس از سالها كه از آفريدن آنها مي گذرد، بهترين نمونه هاي تصنيف سازي و تلفيق درست شعر و موسيقي به شمار مي رود.

از روح الله خالقي همانگونه كه اشاره كرديم چند كتاب ارزنده نيز بر جاي مانده است. "نظري به موسيقي" در دو جلد، سرگذشت موسيقي ايران، در سه جلد و قواعد هارموني كه برگرداني از منابع اروپايي است.

علاوه بر اين مقالات بيشماري از او در مجلات چنگ، موزيك ايران، موسيقي، راديو ايران و پيام نوين انتشار يافته كه همه در توضيح و تشريح ويژگي هاي موسيقي ملي گذشته و حال و راه و روش آينده آن است.

خالقي، در بيست و يكم آبان ماه سال ۱۳۴۴ پس از چند عمل جراحي ناموفق در شهر سالزبورگ در اتريش چشم از جهان فرو بست.

[ امتیاز : ]
برچسب ها